سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
168
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
بوده است قادر مىسازد . طبرى اين واقعه را از دو شرح مستقل از يكديگر زهرى و عوانه ، روايت مىكند . زهرى در خبر خود تا حد زيادى از وضع معاويه به قيمت پايمال كردن حق حسن ( ع ) جانبدارى مىكند ، ( 30 ) و يا حد اقل از شرح جزئياتى كه به تضعيف موقعيّت بنيانگذار خلافت اموى بيانجامد به سرعت مىگذرد . اين مطلب را مىتوان به خوبى از رابطه نزديك وى با دربار اموى درك كرد . وى تاريخ خود را تحت نفوذ جانشينهاى معاويه مىانگاشت . وى خبر واحد مبهمى را كه ديگر نويسندگان هرگز آن را نقل نكردهاند روايت مىكند . بر خلاف او ، به نظر مىرسد خبر عوانه ( 31 ) در شرح شرايط و محيطى كه در آن حسن ( ع ) از خلافت كنارهگيرى كرد ، متعادلتر بوده باشد . خبر عوانه ، بر خلاف شرح زهرى امتياز چشمگير تاريخى دارد زيرا با گزارشهاى نقل شده از نويسندگان ديگر نظير يعقوبى و دينورى تطبيق مىكند . بنا به گفتهء زهرى ، حسن ( ع ) ، از همان آغاز مايل به تسليم خلافت به معاويه در مقابل اخذ امتيازاتى از رقيبش بوده است . على ( ع ) قبل از شهادتش ، رهبرى ارتش چهل هزار نفرى عراق را به قيس بن سعد ، كه يكى از پيروان قابل اعتماد و سلحشور خود بود ، براى مقابله و مبارزه عليه معاويه واگذار كرده بود . قيس يكى از دشمنان سرسخت معاويه و شاميان بود و سوگند وفادارى را نسبت به على ( ع ) ، تا پاى مرگ ياد كرده بود . حسن مىدانست كه قيس با طرحهاى او براى صلح با معاويه ، موافقت نخواهد كرد و لذا او را از فرماندهى ارتش عزل و عبد الله بن العباس را به جانشينى او منصوب كرد . كوفيان نيز نسبت به نيات حسن ( ع ) ظنين بودند زيرا وى به روشنى در زمان بيعت ، خود را متعهد به جنگ با معاويه نكرده بود آنان به زودى نتيجهگيرى كردند كه حسن كسى نيست كه آنان را عليه دشمنان شامى خود هدايت كند و از او بسيار ناراحت شدند . حسن ( ع ) پس از اين ، از عواطف ضعيف و غير صميمى آنان نسبت به خود ، آگاهى يافت و از سوى يكى از كوفيان مورد حمله قرار گرفت و نيزهاى بر رانش فرود آمد . زهرى ، بر خلاف روايات ديگران ، جاى و زمان اين حمله را هرگز مشخص نمىكند و خبر در حالتى از ابهام و تاريكى فراوان قرار دارد . حسن ( ع ) پس از اينكه مورد حمله قرار مىگيرد نامهاى به معاويه